تبليغاتX
یاس و داس
من عادت به نبشتن نداشته ام هرگز.سخن را چون نمینویسم در من می ماند و هر لحظه مرا روی دگر می دهد...شمس
بازی و جدی!!! 

در اجابت دعوت دوستی خوب مثل پگاه با اون همه تفاهم تنها میشه گفت" اطاعت از رفاقت". اما نوع بازی واسه من که اولا حافظه درست و حسابی ندارم و ضمنا در  روز ساعات زیادی موسیقی میشنوم و میخورم کمی دشواره که بخوام تعداد محدودی آهنگ واسه دوست داشتن یا نشنیدن انتخاب کنم درست مث همون سوال روزای بچگی که از بزرگترا می پرسیدیم :«زور بروسلی زیاده یا رستم؟»siavash

اما اینجا تنها میتونم چند تا  آهنگ که تازگیها شنیدم و هنوز یادمه که چقدر حال کامل داده میگم.

۱-"جان عشاق" . و البته همه کارهای شجریان . اما اصفهان این کاست خراب کننده س.(انتخاب بعدی  ابو عطای عشق داند و انتهای کاست پیام نسیم")

۲-"تو فکر یک سقفم". این میتونه عاشقانه ترین آهنگ ذهن من باشه. و البته فرهاد فقید...(یه شب مهتاب)

۳-"اشتیاق" کار اول علیرضا قربانی واسه من یه خاطره س. خیلی(چه بد کردم چه شد از من چه دیدی؟)

۴- " اون زمونا واسه من خدا بودی" ویگن صدای اشرافی ذهن منه ...خصوصا این کارهاش.(و " با تو رفتم...بی تو باز آمدم". )

۵-"وقتی میای صدای پات....از همه کوچه ها میاد". با اینکه همیشه صدای خانوم مهستی رو از خواهرش بیشتر دوست داشتم اما این اهنگ واسم کلی خاطره داره. اون بهرنگ نامرد میدونه!farhad

۶-"روژی جشنه چاوه کانه م ...موسه می آزادیه" از کاست زردی خزان با همکاری استاد علیزاده...(گل نیشان)

۷-"ای ایران ای مرز پر گهر"...قاعدتا این آهنگ خیلی جاهای دیگه کاربرد داره اما من کلا دوسش دارم همیشه...(کاروان و البته اصفهان «آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود»)

اینا همیشه نوستالوزی ذهن و گوش من بودن و البته کلی کار جدید مث :

"بیا بازم مث قذیم با هم دیگه بریم شمال"....اینو جاده چالوس درست مث همن.سعید و یدی میدونن چی میگم. کار رضا یزدانی

"میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش".....صدای رضا صادقی گاهی شاهکار و گاهی ازار دهنده س.

"شاید اگه دایم بودی کنارم..." خدا رحمت کنه خانوم مهستی رو. این آهنگ منو یاد کسی مینداخت که چشماش کمی روشن هم بود....

من اینقدر آهنگای دیگه رو دوست دارم که میتونم ۵ تا پست بنویسم اما بی تعارف بگم که نمیتونم صدای یساری و حبیب ومحمد و  گلریز و بیژن بیژنی و انریکه و و خیلیهای دیگه رو تحمل کنم مگه توی معذورات باشم .

باز ی اینجا تمومه خانوم پگاه . ممنونم که منو کمی با خاطراتم قاطی کردی .  

پ ن۱:یه جمله خوب از شهید آوینی خوندم که مفهوم زیبایی داره"و در عالم رازی ست که تنها به بهای خون فاش میشود".

پ ن۲: انتخابات آزادانه نیست اما تحریم  هم کاری عاقلانه و خرد ورزانه نیست . نافرمانی مدنی اینجا درست شبیه رای به مفع اوناس.

|+| نوشته شده توسط بابک در دوشنبه بیستم اسفند 1386 | موضوع:
بالا